دانشجویان علوم آزمایشگاهی 90 یاسوج
laboratory Science Yasuj University of Medical Science 
قالب وبلاگ
ﮐﺴﻲ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺁﻓﺘﺎﺏ
ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ
ﮐﺴﻲ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﻣﻴﻬﻤﺎﻧﻲ ﮔﻨﺠﺸﮏ ﻫﺎ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮﺩ
ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺭﺍ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺑﺴﭙﺎﺭ
ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻣﺮﺩﻧﻲ ﺳﺖ............   ﻓﺮﻭﻍ ﻓﺮﺧﺰﺍﺩ
[ پنجشنبه پنجم دی 1392 ] [ 8:47 PM ] [ روشن چراغ ]
روزهایم بی سپیده سر میشود وشبهایم بی ستاره

درهجوم دیوارها ...دراسارت تکرارها...

به دنبال واژه ی پوچ سه حرفی عشق

تیغ اندوه قلبم را میشکافد

انبوه آه ودرد در این تن نحیف شگفت آوراست

من بی خویشتنم

رهاتر در آسمان

برای همقفسم مدام ازنومیخوانم که تیغت برنده باد.

نیمه شبها کاغذهای سپیدم هم کابوس قلم می بینند.

ازصدای لرز برمی خیزم

ودرتاریکی خوابگزار کاغذهایم میشوم

فهمیده ام که هیچ چیز کار ستاره نیست

انجام آرزوها به خورشید بسته است

که آرزوهای خوب را می سوازند

وقلب من هم که ((کوره ی آرزوهاست))

[ شنبه دوازدهم مرداد 1392 ] [ 11:36 AM ] [ فکوری زاد ]

یادمـان باشــد ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

یادمان باشد!

هر پس مونده‌ای که‌ من زمین میندازم

قامت یه‌ نفرو خم میکنه ...

[ جمعه سوم خرداد 1392 ] [ 2:23 AM ] [ اذر مهر ]

معــجزه ...

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

خدایا

من اینجا دلم سخت معجزه میخواهد

و تو انگار

معجزه هایت را گذاشته ای برای روز مبادا ...!

[ جمعه سوم خرداد 1392 ] [ 2:22 AM ] [ اذر مهر ]

گاهــی لازمــه
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

آدما گاهی لازمه

چند وقت کرکره شونو بکشن پایین

یه پارچه سیاه بزنن درش و بنویسن :

کسی نمرده

فقط دلم گرفته


ادامه مطلب
[ جمعه سوم خرداد 1392 ] [ 2:20 AM ] [ اذر مهر ]
[ شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392 ] [ 11:17 PM ] [ فکوری زاد ]
یه ابتکار بسیار جالب

من که خیلی خوشم اومد امیدوارم شمام خوشتون بیاد...

ادامه مطلب یادتون نره


نقاش به این میگن - ابتکار بسیار جالب + عکسنقاش به این میگن - ابتکار بسیار جالب + عکس


ادامه مطلب
[ جمعه ششم اردیبهشت 1392 ] [ 2:33 PM ] [ زارعی ]

 

 

 

از مردم دنیا سوال جالبی پرسیده شد و هیچ کس جوابی نداد! سؤال از این قرار بود: نظر خودتان را راجع به راه حل کمبود غذا در سایر کشورها صادقانه بیان کنید؟ و جالب اینکه کسی جوابی نداد چون در آفریقا کسی نمی دانست 'غذا' یعنی چه؟ در آسیا کسی نمی دانست 'نظر' یعنی چه؟ در اروپای شرقی کسی نمی دانست 'صادقانه' یعنی چه؟ در اروپای غربی کسی نمی دانست 'کمبود' یعنی چه؟ و در آمریکا کسی نمی دانست 'سایر کشورها' یعنی چه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

[ شنبه سی و یکم فروردین 1392 ] [ 2:43 PM ] [ هاشمی ]
 

 

 

 

 سی ام فروردین  سالروز   تولد حکیم فرزانه  سید اسماعیل جرجانی

 روز آزمایشگاهیان فداکار

                      شاهدین چشمان خسته ی بیمار

                                                    پیشگامان عرصه ی تشخیص و درمان

 به دوستان گل و بی ادعای علوم  آزمایشگاهیم  مبارک

[ جمعه سی ام فروردین 1392 ] [ 12:37 PM ] [ محمدی تبار ]
صندلی نیمه داغ را با کی دوست دارید داغ کنید؟


[ پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392 ] [ 11:57 PM ] [ فکوری زاد ]

اسموم همن  فامیلوم  سادن 

مثل اسمش همه چیزو  ساده  می گیره  به قول خودش زندگیش روتین و عادیه مثل همه ی مردم ولی خاطراتش باورنکردنی و عجیب

شما هم می تونین مثل آقای هم ساده اگه له له داغون داغون هم باشید  اون همه بلا سرتون بیاد  اینقد  راحت بخندین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

[ یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392 ] [ 10:4 PM ] [ محمدی تبار ]

بودن یا نبودن، حرف در همین است. آیا بزرگواری آدمی بیشتر در آن است که زخم فلاخن و تیر بخت ستم پیشه را تاب آورد، یا آنکه در برابر دریایی فتنه و آَشوب سلاح بر گیرد و با ایستادگی خویش بدان همه پایان دهد؟ مردن، خفتن؛ نه بیش؛ و پنداری که ما با خواب به درد های قلب و هزاران آسیب طبیعی که نصیب تن آدمیست پایان می دهیم...


ادامه مطلب
[ شنبه دوازدهم اسفند 1391 ] [ 3:53 PM ] [ فکوری زاد ]

چرا همه درست حدس زدن؟

اقای روشن چراغ بفرمایید

[ یکشنبه ششم اسفند 1391 ] [ 8:59 AM ] [ فکوری زاد ]
ساکت! هیچی نگو بقیه خوابند شاید با صدای تو بیدار شوند بگذار نگاهی در خیابان بیندازم باران میبارد ایا کسی بیدار است؟ ایا کسی امشب به درد دل خدا گوش میدهد؟ شاید باران امشب اشک کودکی بود که در هوای نفسگیر غروب سرد دیروز صورتش را با دستان کوچکش پوشانده بود وبغضش اگر میترکید دنیا را از همه مردمانش پاک میکرد تا شاید دیگر کسی نتواند نتیجه کارش را به روزگار ودنیا نسبت دهد من امروز دیدم که روزگار هم التماس میکرد به من که دست اورابگیرم وندهم بهانه ای برای بارن امشب گویی ان جعبه های واکس تمام داریی پسر بود واز همه ی غم ها اورا فارغ میکرد وافسوس اینک جوی ابی تمام دارایی ان پسر را برده بود کمی جلو رفتم دستان کوچکش را گرفتم واشکی ازچشمش چیدم او کوچک بود هم سن برادر کوچکم یاد او افتادم نزدیک بود گریه ام بگیرد گفتم چیزی میخواهی برایت بگیرم گفت یک بسته قرص سردرد میخواهم سر مادرم خیلی درد میکند  کیفش کنار دستش بود خودکاری دراورد وگفت دیروز با واکس هایم کار کردم اینو خریدم.برای تو به خاطر کاری که میخواهی برایم انجام بدهی دیدم ان کودک چه روح بزرگی داشت اری این حقیقت داشت اوبزرگ مردی کوچک بود برخلاف بسیاری از بزرگ مردمان کوچک 


باز خدایا من دیوانه به تو رو کردم  

هرچه امد به دهان گو کردم

دیدم ان روز همه غم های مرا ساده فروخت

انکه شایسته نبود دل دیوانه ی مارا بربود


[ یکشنبه ششم اسفند 1391 ] [ 3:3 AM ] [ فکوری زاد ]
برای رسیدن به آرامش باید دری آهنی بر روی گذشته و آینده کشید و تنها به زمان حال اندیشید. دیل کارنگی
برچسب‌ها: power of word, s
[ جمعه بیست و نهم دی 1391 ] [ 2:36 AM ] [ ملک حسینی ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ